سالها شد سوختم از درد هجرت روز وشب از فراغت کمتر از یعقوب محزون نیستم
مستیم از خوردن می نیست درد عاشقیست سینه من گور عشق توست داغون نیستم
همچو مجنون سر نهم بر دشت و صحرای جنون جان من از وادی معشوق بیرون نیستم
هر چه دارم اشگ می ریزم نثارت میکنم من فرازم اشگ می ریزم دگر گون نیستم
غلامعلی ابوالحسنی فراز
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
چه گویم از تو من مادر ندارم واژه ای دیگر تو عطر ناب مهتابی شمیم یاس زیبایی
تو جمع عصمت و عشقی تو روح روشن ابی زفهمت ناتوانم من پر از راز ومعمایی
به وصفت مادر خوبم چه توصیفی از این بهتر تونور پاک خورشیدی تو زیبایی تو شیدایی
غلامعلی ابوالحسنی فراز
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح
برچسب:
نویسنده: نرگس فلاح